اگر می خواهید از وضعیت زندگی دیگران هم اطلاعی داشته باشید حتماً بخونید .
من با پدرم خیلی از روستاهای اذربایجان رفتم و هزاران هزار تا روستا رو دیدم و می دونم تو کدوم منطقه چه غذایی می خورن چه جیزی رو دوست دارن یا از چی بدشون میاد و چه سلیقه ای دارن و ...
اما چیزای مشترکی رو در همه شون ملاحضه کردم و اون هم اینه که همشون زحمت کش هستن . این رو می گم چون دلیل دارم . خدا رو شاهد می گیرم و خدا هم خودش می دونه باور نمی کنید که بچه هایی هستن که قدشون به 50 یا شاید هم به 40 سانت همه نمی رسه اما از صبح تا شب گوسفند می چرونن شاید اگر مقایسه کنیم می بینیم که 10 برابر بچه های شهر هوش دارن اما چون امکانات ندارن نمی تونن خوب شکوفا بشن .
بیچاره یه کشاورز زحمت می کشه و گندم می کاره و یه سال روش کار می کنه و ... آخر سر هم با نازلترین قیمت ازش خریداری می شه . یا یه داندار زحمت می کشه و در اخر اون بره رو کیلویی 2000 تومن یا پایین تر می فروشه خوب گیریم که از یه بره 50کیلویی بعد از کشتن 20 درصد مال ضایعات بشه خوب 40 کیلو گوشت می مونه که بعد استخونا در نظر بگیریم 30 کیلو خالصش بشه که گوشت هم کیلویی 6000 تومن هست اگر ضرب در 30 بکنیم می بینیم یک قصاب دوبربر سود می کند با کمترین زحمت اما یک دامدار هیچی .
چیزی که محصول و ارسال شده دهاتی هست به ارزان ترین قیمت از سوی دولت خزیداری می شود . اما چیزی را که کشاورز نیاز دارد 10 برابر قیمت هست و کفاف نمی دهد . نمی دونم تا کی باید این طور باشه .
یه روستاهایی رفتم که توو تابستون با پاترول نمی شد از راهش رفت و به زور می رفتیم حالا شما فرض کنید زمستون بشه و ...
روستایی های عزیز بسیار مهمان نواز هستند و ما که توو خونه بعضی هاشون که عصرانه ناهار یا صبحانه می خوردیم به خدا فکر می کردم که از نو زنده شدم و یه طعم به خصوصی داشت و مثل شهر ها نبود که محبت واقعی رفته و یا کمرنگ شده . زنانش مثل زنان شهر نیستند که از 24 ساعت روز را 2 ساعت هم از فردایش قرض می کنند و جلوی آینه و آرایش و رسیدن به خود هستند و بیشترشان حتی غذا هم در خانه هایشان درست نمی کنند و با رستوران قرار داد دارند و خیال هم می کنند که زندگی می کنند . این زندگی عروسکی کجا و آن زندگی پر از تحرک و نشاط و ... کجا ؟؟؟
شاید دست مردها و زن هایشان پینه بسته باشد اما با عشق زندگی می کنند .
نتیجه گیری : برای تشکر از زحمات روستایی های عزیز هر کی این تاپیک رو خوند یه نظر (تشکرانه ) بنویسه .
پانوشت 1 : این یک فیلم هندی نبود و عین واقعیت بود و من با چشمای خودم اینها رو دیدم .
پانوشت 2 : چون می دونم سوال می کنید که یه دختر چه طور به این روستاها من هم پاسخ می دم :
چون پدرم توو اداره آمار و جمعیت استان هست هر چند سال یه بار می ره به روستاها سر بزنه من هم همراش می رم بخاطر اون هست .
پانوشت 3 : اگر کسی مطالب فوق را باور نکرده می تونم بهش ثابت کنم .
پانوشت 4 : من قصد توهین به شهری ها رو ندارم و همشون هم اون طور که توضیح دادم نیستن اما باز ... به هر حال ببخشید .
تا ساعت 3 نصفه شب ماهواره تماشا نمی کنند و با یک پوشش جلف خود را فرهنگی جلوه نمی دهند و هنوز در رگهایشان غیرت جاری است و مثل این شهری ها نیستند که فکر می کنند که با قرار دادن نیم متر از موهایشون بیرون و پوشیدن یک مانتو از زیر کمرشون و نیم متر بالاتر از زانو و یه شلواری که نیم متر با کفش فاصله دارد اسم خودشون رو متمدن بنامند . که یکیشان یک مثال جالب زد و گفت : "اگر بی حجابی تمدن هست حیوانات متمدن ترینند " . hichkas_ghalati_natavanad_konad@yahoo.com
با تشکر لیلا حسامی
نوشته شده توسط لیلا در پنجشنبه 22 شهریور 1386 و ساعت 09:09 ق.ظ